راز سخن

شمارهٔ ۱۱۲ - مردم سپاهان در زمان پیش

سگ به از مردم سپاهانست

سگ به از مردم سپاهانست
بوفاق و وفا و پویه و دم
آنچنان مدخلان دون همت
همه از عالم مروت گم
همه درنده پوستین چون سگ
همه مردم گزای چون کژدم
زن و فرزندشان و یکجو زر
دل و جانشان و یکدرم گندم
این چه بخلست و این چه امساکست
هم عقی الله سگی مردم قم
بچه بتوان شناخت خر زایشان
بدرازی گوش و گردی سم
بس دریغ آیدم چنین شهری
بگروهی همه چو در دی خم
مردمی اندرو مجوی ازانک
همه چیزی دراوست جز مردم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.