راز سخن

شمارهٔ ۹۸ - عدل

خسروا عدل کن همیشه ازانک

خسروا عدل کن همیشه ازانک
خوب نبود ز شهر یاران ظلم
ظلم شاهان هلاک دهر بود
نیست خرد از بزرگواران ظلم
ظلم بگذار ازانکه برباید
تاج از فرق تاجداران ظلم
هست نقصان عمر و آفت دین
ملخ کشت و منع باران ظلم
عدل تو هم اثر ندارد اگر
تو کنی عدل و پیشکاران ظلم
عدل فرمای و ظلم کن باری
که بود رای خاکساران ظلم
زانکه یک ظلم و صد هزاران عدل
به که یک عدل و صد هزاران ظلم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.