بخش ۱۲۳ - مناجات در انتقال از وصیت فرزند به نصیحت نفس خود
ای مراد دل تنها شدگان
ای مراد دل تنها شدگان
مونس وحدت یکتا شدگان
مایه صحبت تو تنهایی
سایه وحدت تو یکتایی
فرخ آن کس که به تنهایی ساخت
رخش در عالم یکتایی تاخت
دیده را کحل شهود تو کشید
چون تو را دید دگر هیچ ندید
جز تو مقصود نداند کس را
بلکه موجود نخواند کس را
گر بخواهد ز درت خواهد و بس
ور بکاهد ز غمت کاهد و بس
از وصال تو بود بالش او
وز فراق تو سزد نالش او
حال جامیت نکو معلوم است
زانچه شد گفته عجب محروم است
بگشا چشم عنایت سویش
وز همه خلق بگردان رویش
تا به محرومی خود پردازد
به نصیحتگری خود سازد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.