راز سخن

روضهٔ هشتم (در حکایات حیوانات)

بخش ۱۴

سرخ زنبوری بر مگس عسل زور آورد تا وی را طعمه خود سازد، به زاری در آمد که با وجود این همه شهد و عسل مرا چه قدر و محل که آن را بگذاری و به من رغبت آری؟ زنبور گفت: اگر آن شهد است تو شهد را کانی و اگر آن عسل، تو سرچشمه آنی.

ای خوش آن مرد حقیقت که ز پیغام و سلامرو بتابد به سوی مایده وصل رود
اصل چون روی نماید ز پس پرده فرعفرع را باز گذارد به سر اصل رود

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.