راز سخن

روضهٔ ششم (در مطایبه)

بخش ۲۸

معلمی را پسر بیمار شد و مشرف به موت گشت، گفت: غسال بیارید تا وی را بشوید گفتند: هنوز نمرده است گفت: باکی نیست آن زمان را که از غسل وی فارغ شوید بخواهد مرد!

هرکه در کار خویش پیش از وقتمی نماید به حکم طبع شتاب
می خورد روزه نارسیده به شبمی کشد موزه نارسیده به آب

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.