شمارهٔ ۲۷۸
دلا بین ز توبه به کارم گره
دلا بین ز توبه به کارم گره
قل استغفرالله مما کره
چو مطرب خراشد رگ چنگ را
ز کارم گشاید به ناخن گره
چو شب ماه را تیر آهم بخست
عذار تو پوشید مشکین زره
چو بینی لبش جامی از پا بیفت
همانجا که می می خوری سربنه
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.