راز سخن

شمارهٔ ۴

یارم چو شود به طوف بستان مایل

یارم چو شود به طوف بستان مایل
گل دل بکند ز برگ خود خوار و خجل
بیند رخ او و سر نهد در عقبش
وانگه دهدش خبر ز بی برگی گل

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.