راز سخن

شمارهٔ ۱

جامی سخن بر آینه دل بود چو زنگ

جامی سخن بر آینه دل بود چو زنگ
زین زنگ به که آینه خود دهی صفا
اعراض کن ز شعر که شغلیست بس عریض
این چند روزه عمر به آن کی کند وفا
وز زانکه نیست طاقت اعراض ازان تو را
حمد خدای پیشه کن و نعت مصطفی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.