شمارهٔ ۴۷۱
پریرم دیدی و نادیده کردی
پریرم دیدی و نادیده کردی
سلامت گفتم و نشنیده کردی
گر این معنی پسند خاطر توست
نمی گویم که نپسندیده کردی
دلم خون گشت و آمد همدم اشک
به دیده تا تو جا در دیده کردی
خوش آن روزی که از طعن رقیبان
به سوی من گذر ترسیده کردی
اگر گفتی سخن آهسته گفتی
وگر کردی نظر دزدیده کردی
شدی آرام جانم گوییا رحم
براین جان نیارامیده کردی
چو برگردیدی از جامی عجب نیست
که نامش بخت برگردیده کردی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.