شمارهٔ ۴۳۵
سرو من بر رخ گل جعد سمن سای منه
سرو من بر رخ گل جعد سمن سای منه
گرد مه سلسله زلف شب آسای منه
بین گرفتاری اهل نظر از بهر خدای
دیده بر عکس رخ آینه آرای منه
با خیال لب میگون توام وقت خوش است
برکفم ساغر لعل طرب افزای منه
تا در افسانه وصلیم دم از هجر مزن
زهر در طعمه مرغان شکرخای منه
حسن خود بر دل هر بی خبری عرض مکن
عشق تو گنج نفیس است به هر جای منه
دلم افتاد به عشق تو ز خودرایی خویش
داغ بر من به گناه دل خودرای منه
ریخت جامی گهر نظم به پایت که مرو
قول بدگو مشنو بر سخنش پای منه
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.