راز سخن

شمارهٔ ۲۷۴

هست خالی ز سبحه دست خواص

هست خالی ز سبحه دست خواص
همچو سبحه ز گوهر اخلاص
غرقه در گریه از برای توام
بهر در غوطه می خورد غواص
جنبش هر کسی ز جای وی است
وجد صوفی نیاید از رقاص
قصه تو نخواهم از دگران
آری القاص لایحب القاص
چند جویی خواص خاص از عام
هر براهیم کی شود خواص
کرد صوفی به پاکی تجرید
ریش خود را ز دست شانه خلاص
جامی از عشق جو قبول سخن
نه ز لفظ بدیع و معنی خاص

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.