راز سخن

شمارهٔ ۷۹

طوبی که به سدره سربلند است

طوبی که به سدره سربلند است
پیش قد تو نیازمند است
با خط تو سبزه گر زند لاف
از غنچه سزای ریشخند است
عمری تو و زلف با تو همسر
پیمودن عمر را کمند است
تا دیده لبت سر تواضع
پیشت به زمین نهاده قند است
الطاف تو نشمرم که داند
انفاس حیات را که چند است
در گوش نماند جای پندم
ای همنفسان چه جای پند است
از هر قدمی به دوست راهیست
جامی منشین که راه بند است

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.