راز سخن

شمارهٔ ۳۶

به جنگجو صنم خویش گفتم ای صد بار

به جنگجو صنم خویش گفتم ای صد بار
رسیده سنگ جفایت بر آبگینه من
رسان به سینه من سینه را به رسم صفا
که پاک به دل همچون تویی ز کینه من
به عشوه گفت تو را سینه گرچه صاف آمد
گمان مبر که رسد در صفا به سینه من

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.