شمارهٔ ۹۲۹
هوای نیکوان عیش است و شادی
هوای نیکوان عیش است و شادی
مراد عشقبازان نامرادی
فداک یا غراب البین روحی
فان سعاد قد هویت بعادی
به وصل دوست لطفش رهنمون گشت
ولکن عاقنی کید الاعادی
به سوی ما به چشم لطف دیدی
به روی ما در رحمت گشادی
خیالک مونسی فی کل واد
و وصلک مقصدی فی کل نادی
دلم صد پاره و هر پاره صد داغ
فؤادی وا فؤادی وا فؤادی
همین فریاد دارد جامی از تو
که جان داد از غم و دادش ندادی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.