شمارهٔ ۸۳۴
ای ز همه صورت خوب تو به
ای ز همه صورت خوب تو به
صورک الله علی صورته
روی تو آیینه حق بینی است
در نظر مردم خودبین منه
بلکه حق آیینه و تو صورتی
وهم دویی را به میان ره مده
صورت از آیینه نباشد جدا
انت به متحد فانتبه
هر که سر رشته وحدت نیافت
پیش وی این نکته بود مشتبه
رشته یکی دان و گره صد هزار
کیست کزین رشته گشاید گره
هر که چو جامی به گره بند شد
گر به سر رشته رود باز به
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.