شمارهٔ ۵۴۸
ز هجران بر لب آمد جان غمناک
ز هجران بر لب آمد جان غمناک
الا یا لیت شعری این القاک
به هر جمعیتی وصل تو جویم
لعل الله یجمعنی و ایاک
کسان را مهر دل از دیده خیزد
و قلبی کان قبل العین یهواک
نعیم خلد اگر گردد میسر
لعمری لا یطیب العیش لولاک
عنان عزم هر سویی که تابی
سوی قلب المتیم لیس ماواک
شدم خاک ره و دامن کشیدی
ز من چون شاخ گل حاشاک حاشاک
به قصد قتل جامی می کشی تیغ
کرمها می کنی الله ابقاک
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.