راز سخن

شمارهٔ ۴۰۷

تا تو را شکلی بدینسان ساختند

تا تو را شکلی بدینسان ساختند
بهر مردم آفت جان ساختند
قدسیان تصویر قدت خواستند
شاخ طوبی را خرامان ساختند
ز ابر رحمت قطره های لطف ریخت
گرد کردند آن زنخدان ساختند
تیر مژگانت ز جان چون نگذرد
کش ز نوک غمزه پیکان ساختند
بهر غلطیدن به خاک پای توست
در اشکم را که غلطان ساختند
هر کجا جولان کنان راندی سمند
عاشقان را دیده میدان ساختند
خواست جامی کز بتان بندد نظر
آن دو رخ بازش پشیمان ساختند

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.