راز سخن

شمارهٔ ۲۵۶

ای ز لعل تو زنده نام مسیح

ای ز لعل تو زنده نام مسیح
کرده چشمت هزار خون صریح
بینم از خط سبز و خال سیاه
بر همه نیکوان تو را ترجیح
از لبت شور ما خوش است آری
کل شی ء من الملیح ملیح
کار نیک از رقیب چون آید
کل فعل من القبیح قبیح
خبر وصل کز تو داد رسول
خوش حدیثی ست گرچه نیست صحیح
زاهد شهر ما عجب مرغی ست
دام کرده ز دانه تسبیح
خون جامی چه غم که خورد لبت
باده باشد حلال پیش مسیح

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.