شمارهٔ ۱۸۱
از کوی زهد ساحت میخانه خوشتر است
از کوی زهد ساحت میخانه خوشتر است
وز ورد صبح نعره مستانه خوشتر است
یک دانه نقل از کف رندان درد نوش
در دست ما ز سبحه صد دانه خوشتر است
پیمان زهد اگر شکند محتسب به می
پیش من از شکستن پیمانه خوشتر است
تا کی میان انجمن افشای سر عشق
این گفت و گو به گوشه کاشانه خوشتر است
دیوانه ای چه خوش سخنی گفت کز غمش
دیوانه شو که عشق ز دیوانه خوشتر است
بیگانه وار آیم ازین پس به کوی تو
کز آشنا به پیش تو بیگانه خوشتر است
جامی غمت به سینه صد چاک خود نهفت
یعنی مقام گنج به ویرانه خوشتر است
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.