راز سخن

شمارهٔ ۹ - دل بی قرار

شیرین عذار یار من، آن سرو خوش خرام

شیرین عذار یار من، آن سرو خوش خرام
دیشب کناره کرد به خشم از کنار من
غافل نبودم ار چه من از عشوه بازیش
آخر نمود عشوهٔ سختی به کار من
تنها همین نه از برم آن بی وفا برفت
همراه او برفت دل بی قرار من
دل نا امید از من و من نا امید از او
ای وای بر منو دل امیدوار من!

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.