غزلیات
۱۸ - لاف
خلوتی گر ز هیاهوی جهانی داریفرصتت باد که آرامش جانی داری
ای گل امروز ، دلِ بلبل مسکین دریابمگر از باد خزان ، خط اَمانی داری؟ (۱)
از وفا گویی و هر روز دلت پیش یکیستبنگر ای عشق ، چنین مدّعیانی داری!
در تو از عشق نشان نیست مزن لافِ گزافداغ دل را بنُما ، گر که نشانی داری
جرعه ناخورده ، فلک جام ز دستم بگرفتای جهان ، چند چو من تشنه لبانی داری؟
مضطرب حال ، چرا بگذری از کوچه دوست؟مگر از جانبِ جان ، دلنگرانی داری؟
گر که بر مسند عشاق نشستی « سالک »این همه منزلت از عشق فلانی داری
زمستان ۱۳۹۶
***********
۱ - خط امان: امان نامه
ساقیا عشرت امروز به فردا مفکن یا ز دیوان قضا خط امانی به من آر (حافظ)
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره آثار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.