راز سخن

مثنوی گرگ نامه

۷۹ - عارفی یک شب به هنگام دعا

عارفی یک شب به هنگام دعابذله‌ای می‌گفت اینسان با خدا (۱)
گر بخواهی بنده‌ات مؤمن شوداز گناه و معصیت ایمن شود
امر فرما بر کرام الکاتبین (۲)جای جاسوسی ز حال مسلمین
ناصحش باشند در کسب معاشدائماً پرهیز دارند از خطاش
جای مهمل‌کاری ثبت گناه (۳)بازدارندش ز اعمال سیاه
از عذاب آخرت بیمش دهندآدمیّت را تعلیمش دهند (۴)
تا بفهمد چیست فرق چاه و راهتا نگردد گِرد گرداب گناه
گر زبان خوش نشد تفهیم اونوع دیگر داد باید بیم او
بهر خنثی کردن شرّ بشربی‌گمان ماندست یک راه دگر
پیشگیری بهتر از درمان بُوَدچارهٔ این کار هم آسان بُوَد
اختیاری ده بر آن هر دو مَلک (۵)تا کنندش اهل ، با چوب و فلک
ابتدا بر خیر ترغیبش کنندگر که او نشنید ، تأدیبش کنند (۶)
با کتک باید ز شر ، منعش نمودچونکه او لغزید ، تنبیهش چه سود
کار او مگذار بهر آخرتورنه از او بس ببینی معصیت
چونکه او گوشش به پند و آیه نیستجز زبان زور راه چاره چیست؟
چون دمی او را به خود بگذاشتیبس گنه روی گنه انباشتی
ذات او ، مشتاق فسق است و فسادپند در گوشش چو غربالست و باد (۷)
از چه در بند نصیحت کردنی؟او شود اصلاح با پس‌گردنی!
آدمی را گر نصیحت داشت سودیک نفر فاسد درین دنیا نبود

***********

۱ - بذله: سخن خوش - نکته‌ای لطیف

۲ - کرام الکاتبین: دو فرشته‌ای که همیشه همراه انسان هستند و کارهای خوب و بد او را ثبت می‌کنند.

۳ - مهمل‌کاری: بیهوده‌کاری

۴ - آدمیّت: انسان بودن - انسانیّت - در این مصرع ، سکته‌ای وجود دارد که البته خارج از وزن نیست اما چون لغت « آدمیت » به مقصود شاعر نزدیکتر بود ، اینگونه سروده شد. این مصرع را می‌توان اینگونه هم خواند: درسی از انصاف تعلیمش دهند.

۵ - مَلَک: فرشته

۶ - تأدیب: ادب کردن - مجازاً به معنی تنبیه کردن

۷ - همانطور که باد از غربالِ مشبک می‌گذرد ، گوش برخی انسان‌ها ، کارآیی لازم برای نگهداشتن پند را ندارد و پند همچون باد از آن می‌گذرد.

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.