راز سخن

۴۷ - کرد سلطانی ز درویشی سؤال

کرد سلطانی ز درویشی سؤال
کای ز پا افتادهٔ شوریده حال
آرزویی کن ، چه می‌خواهد دلت؟
تا هم اینک ، حل نمایم مشکلت
گفت با سلطان: که ای نیکو نهاد
لطفِ حق پیوسته همراه تو باد
خود چه می‌خواهد دلم ای نیک‌نام؟
اینکه خود چیزی نخواهد ، والسلام
***********

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.