مثنوی گرگ نامه
۱۴ - من سقوطی کردهام از آسمان
من سقوطی کردهام از آسمانوز خطا ، پرواز خواندم نام آن
شُکر ایزد ، فارغم از کفر و دینعالَمی از شکِّ من اندر یقین
آنچه در اصلاح خود کوشیدهامراست گویم؟ گاو نر دوشیدهام!
خود شدم درمانده از گرگِ درونگرگ نَه ، دیوی همه جهل و جنون
بر جنونش ، سِحر و دارو بی اثرجهل او ، از علم لقمان بیشتر (۱)
آنچه پندش دادهام پنجاه سالهر چه عمری دادم او را گوشمال
نام توبه ، از لبش نشنیدهامگر شما دیدید ، من هم دیدهام!
همچو نابینا که چسبد بر عصاحرص را از خود نمیسازد جدا
ای مسلمانان ، به فریادم رسید (۲)دیگران را هیچ ، من را هم درید
***********
۱ - لقمان: نام مردی حکیم که سخنان و اندرزهای ارزشمندی از او نقل شده است.
۲ - مصرع از سعدیست:
ای مسلمانان به فریادم رسید
کان فلانی بیوفایی میکند
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره آثار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.