بخش ۳ - در مقاومت با امیران ومصاحبت با فقیران
اگر پهلوانی ومرددغا
اگر پهلوانی ومرددغا
به کشتی بر پهلوانان درآ
به فولاد باز برو پنجه کن
قوی پنجه گان را برورنجه کن
وگرنه به هر ناتوانی توان
زدن خنجر وتیر و تیغ و سنان
بزن گر زنی تیر بر تیر زن
زنی گر که شمشیر بر شیرزن
هر افتاده ای را بشو دستگیر
خصوص آن که باشد مریض و فقیر
مکن پهلوانی به افتادگان
که هستند افتادگان درامان
خودافتاده بیچاره افتاده است
دل وجان به مردن خود او داده است
چه حاجت که بر او زنی تیغ تیز
چه حاجت که با اونمائی ستیز
بگیر این صفت یاد از بوتراب
علی ولی شاه مالک رقاب
که در روز پیکار بد شیر زن
به شب توشه کش بد بر پیرزن
فقیری شود با توگر جنگ جو
سرانداز چون گوی در پیش او
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.