راز سخن

شمارهٔ ۴۱۴

دل جای در آن طره طرار گرفته

دل جای در آن طره طرار گرفته
گنجشک مگر جا به بر مار گرفته
اشکم شده شنگرفی و روزم شده نیلی
تا آینه روی تو زنگار گرفته
گیسوی تواش راهزنی کرده که زاهد
تسبیح ز کف داده وزنار گرفته
در عاشقی آنکس که زیان کرده که باشد
کس دانه ای ار ریخته خروار گرفته
کس سیم و زر ار کرده تلف باده خریده
کس جان ودل ار داده ز کف یار گرفته
خرم دل آنکس که بهیک دست صراحی
با دست دگر طره دلدار گرفته
اقبال بلند است کسی را که چومنصور
از عشق تو جا بر زبر دار گرفته

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.