شمارهٔ ۲۹۰
آن گل از طرف کشت میآید
آن گل از طرف کشت میآید
وه چه عنبرسرشت میآید
بسته زنار و دل دگر کرده
مست سوی کنشت میآید
شب کجا باده خودرویی ای گل
کز تو بوی بهشت میآید
از سرم پا کشیدی و گفتم
که سر من به خشت میآید
به دعای فرشته رد نشود
آنچه از سرنوشت میآید
ای فغانی سزای تست بکش
آنچه از خوب و زشت میآید
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.