راز سخن

رباعی شمارهٔ ۱۸۰

ای تو به مجردی نرفته گامی

ای تو به مجردی نرفته گامی
چه‌ات زهرهٔ آن بود که جویی کامی
تو درد فراق نیمه شب برده نه‌ای
در صحبت او کجا رسی تا خامی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.