بخش ۲۳۰ - بازگشتن قارن از سقلاب و روم بنزد فریدون
چو برگشت قارن ز سقلاب و روم
چو برگشت قارن ز سقلاب و روم
گشاده به نیرو همه مرز و بوم
رسیده سوی خاور و باختر
شده بجّه و نوبه زیر و زبر
نشانده به هر کشوری مهتری
سپرده بدو نامور لشکری
به پیروزی آمد به درگاه باز
گرفته ز هر کشوری ساو و باز
برآسود یک سال نزدیک شاه
به گردون گردان کشیده کلاه
همه رزمها کرد با شاه یاد
به کردار و دیدار او شاه شاد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.