شمارهٔ ۴۲
جان را دگر اقبال ز در باز آمد
جان را دگر اقبال ز در باز آمد
دل را دگر آبی به جگر باز آمد
حاسد چو مرا بدید اکنون گوید
کان «اوحد» شوریده دگر باز آمد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.