شمارهٔ ۵۱
با نی گفتم تو را که فریاد زکیست
با نی گفتم تو را که فریاد زکیست
بی هیچ زبان ناله و فریاد زچیست
گفتا زشکر لبی بریدند مرا
بی ناله و فریاد نمی شاید زیست
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.