راز سخن

شمارهٔ ۶۸

می میرم ازو و صورت جان در پیش

می میرم ازو و صورت جان در پیش
بر آتشم و روضهٔ رضوان در پیش
در عالم عشق طرفه حالی که مراست
تشنه جگر و چشمهٔ حیوان در پیش

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.