شمارهٔ ۲۵۳
ماییم زدل دور و ز دلبر مهجور
ماییم زدل دور و ز دلبر مهجور
در درد بمانده ایم وز درمان دور
سبحان الله این چه پریشانیهاست
جان خسته و دل سوخته و تن رنجور
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.