راز سخن

شمارهٔ ۲۵۲

یار ارچه زمن هیچ نمی آرد یاد

یار ارچه زمن هیچ نمی آرد یاد
هست این دلم از یاد غمش دایم شاد
نیشی کز هجر بر دل ریشم زد
صد چشمهٔ خون زچشم من بیش گشاد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.