راز سخن

شمارهٔ ۱۱۲

گر تازه کنی مرا زسر تا به قدم

گر تازه کنی مرا زسر تا به قدم
موجود شدم زعشق تو من زعدم
جانی دارم به عشق تو کرده رقم
خواهیش به شادی کش و خواهیش به غم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.