شمارهٔ ۲۳۶
بس خون جگر که شیخ من با من خورد
بس خون جگر که شیخ من با من خورد
تا کرد مرا چنین که می بینی مرد
من بد بودم شیخ مرا نیکو کرد
من نیز همان کنم که او با من کرد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.