راز سخن

شمارهٔ ۱۹۲

دردی است طمع که نیستش درمانی

دردی است طمع که نیستش درمانی
گنجی است یقین که نیستش پایانی
خاک در فقر توتیایی است بزرگ
کان حیف بود به چشم هر سلطانی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.