راز سخن

شمارهٔ ۲۴۶ - الخوف

انصاف همی دهم که بس بی کارم

انصاف همی دهم که بس بی کارم
عمری است که عمری به زیان می آرم
هنگام رحیل آمد و من بی حاصل
نه بدرقه ای نه زاد راهی دارم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.