راز سخن

شمارهٔ ۶۳۱

آنگل که بود به حسن شمع چگلی

آنگل که بود به حسن شمع چگلی
سر وی نزند چو او سر از آب و گلی
هر چند که صد هزار دل سوخته است
یارب نرسد بخرمنش دود دلی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.