راز سخن

شمارهٔ ۶۲۴

گر زلف چو شست او قضا بگشادی

گر زلف چو شست او قضا بگشادی
وین دانه خال بر لبش بنهادی
از شاخ بلند طوبی باغ بهشت
کی طایر جان بدام دل افتادی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.