راز سخن

شمارهٔ ۴۸۲

عمریست که من کشته دیدار توام

عمریست که من کشته دیدار توام
دیریست که مست چشم بیمار توام
در جان منی ز عین دلجویی من
منهم ز میان جان طلبکار توام

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.