راز سخن

شمارهٔ ۴۸۱

دل سوخت ز عشق و دیده شد گریان هم

دل سوخت ز عشق و دیده شد گریان هم
وز حد بگذشت اشک بی پایان هم
نم در جگرم کجا بود ز آتش دل
جایی که بگرد میرود طوفان هم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.