راز سخن

شمارهٔ ۴۷۵

تا کی غمت ایشوخ سمتکار خوریم

تا کی غمت ایشوخ سمتکار خوریم
در وصل تو خون زرشک اغیار خوریم
نخل رطبی روان بود کز کرهت
خرما دگران خورند و ما خار خوریم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.