شمارهٔ ۴۱۷
جان رفت و سر پریدنم نیست هنوز
جان رفت و سر پریدنم نیست هنوز
امید باو رسیدنم نیست هنوز
عمریست ک خورشید پرستم به خیال
یکذره مجال دیدنم نیست هنوز
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.