راز سخن

شمارهٔ ۲۶۵

هرگاه که شمع قامتم میسوزد

هرگاه که شمع قامتم میسوزد
هر لحظه بصد ملامتم میسوزد
از دیده برفت و حسرت دیدارش
داغیست که تا قیامتم میسوزد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.