شمارهٔ ۲۵۴
آن شمع دمی ز چشم روشن نرود
آن شمع دمی ز چشم روشن نرود
کاین سیل سرشک تا بدامن نرود
یار از بر من برفت و حرمان وصال
داغیست که هرگز از دل من نرود
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.