راز سخن

شمارهٔ ۱۲۸۵

بقدر درد اگرم قوت سخن بودی

بقدر درد اگرم قوت سخن بودی
کرا مجال سخن با وجود من بودی
بسعی و کوشش اگر کام دل شدی حاصل
بجای خسرو و پرویز کوهکن بودی
گل ار ز آتش حسن تو داشتی رنگی
بسوختی خس و خاری که در چمن بودی
شکست حسن تو بازار نیکوان ارنه
هنوز فتنه یوسف در انجمن بودی
بخاکپای تو اهلی گرش رسیدی دست
رقیب بیهنرش خاک در دهن بودی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.