شمارهٔ ۱۲۵۷
سرو من بنمای قد و خجلت شمشاد ده
سرو من بنمای قد و خجلت شمشاد ده
برفشان دستی برقص و عالمی بر باد ده
تو نه آن مرغی که صید کس شوی از مامرم
دام صحبت شو زمانی بازی صیاد ده
ما چنین لب تشنه و تو جرعه میریزی بخاک
اینکه میریزی بدست عاشق ناشاد ده
ای حریف بزم شیرین یاد خسرو تابکی
گر توانی یادش از جان کندن فرهاد ده
ایکه می با یار مینوشی بشکر این مراد
زینهار از اهلی بیچاره او را یاد ده
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.