شمارهٔ ۱۱۵۰
وَه که باز از کف عنانِ دل برون خواهد شدن
وَه که باز از کف عنانِ دل برون خواهد شدن
دل که بود آسوده دیگر غرق خون خواهد شدن
اینچنین کان روی زیبا در نظر آید مرا
چهرهام زرد و سِرشکم لاله گون خواهد شدن
من نظر پوشم مبادا در دلم آید درون
گر حریف اینست در جان هم درون خواهد شدن
زین کشش گر مهر او دارد دل من دور نیست
گر ز کنج عافیت دیگر برون خواهد شدن
گر کشد زین دست اهلی حلقه زلف بتان
عاقبت سر حلقه اهل جنون خواهد شدن
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.