راز سخن

شمارهٔ ۱۰۵۹

شبهای هجر اگر چه دل ریش سوزدم

شبهای هجر اگر چه دل ریش سوزدم
روز وصال باز جگر بیش سوزدم
این هم ز مهر نیست که چندان نظر کند
خواهد کزین نمک جگر ریش سوزدم
یارب چه حالتست که بیگانگان بمن
سوزند بیش از آنکه دل خویش سوزدم
زینگونه کز فغان نگذارم بخواب کس
ترسم که آه مردم درویش سوزدم
اهلی ز داغ عشق نسوزم که سوختن
خوشتر که طعنه های بد اندیش سوزدم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.